در توسینسو تدریس کنید

و

با دانش خود درآمد کسب کنید

تفاوت بین سویچ های لایه دو و سویچ های لایه سه

سویچ شبکه وسیله ای است که کامپیوترها یا بهتر بگوییم کاربران شبکه را در لایه دوم از مدل OSI که لایه پیوند داده یا Data Link نیز نامده می شود به همدیگر متصل می کند . سویچ ها در واقع جایگرین هوشمندی برای هاب ها در شبکه محسوب می شوند که امکان برقراری ارتباطات با سرعت بالا در شبکه را ایجاد می کنند. در لایه دوم از مدل OSI سویچ با استفاده از ساختار ( MAC ( Media Access Control کار می کنند ، این قابلیت به سویچ کمک میکند که همانن یک پل ( Bridge ) چند پورته ( Multiport ) عمل کند . در واقع سویچ بصورت Full Duplex کار میکند و بعضا در برخی اوقات به آن Full Duplex Hub هم گقته می شود . سویچ ها این قابلیت را دارند که بصورت خودکار آدرس سخت افزاری یا MAC سیستم هایی را که به پورت هایش متصل شده اند را جمع آوری کنند و متوجه بشوند که چه آدرس در کدامیک از پورت های آن قرار گرفته است . سویچ اینکار را با استفاده از دریافت فریم ها از پورت های خود که توسط کامپیوترهای متصل شده به پورت ها ارسال می شود جمع آوری و ثبت می کند . برای مثال اگر پورت Fa 0//1 سویچ فریمی دریافت کند که مربوط به آدرس aaaa.aaaa.aaaa باشد ، سویچ متوجه می شود که این آدرس از پورت Fa 0//1 سویچ وارد شده است ، در ادامه اگر فریمی به سویچ وارد شود که آدرس مقصد آن aaaa.aaaa.aaaa باشد ، سویچ آن را به پورت Fa 0//1 ارسال خواهد کرد.

سویج لایه دو یا Layer 2 Switch


در داخل سویچ ها ما برای اینکه بتوانیم Broadcast Domain های بیشتری داشته باشیم از VLAN ها استفاده می کنیم و با استفاده از این قابلیت پورت های مختلف سویچ را در Subnet های مختلف قرار می دهیم . سویچ های از قابلیت VLAN برای کنترل کردن Broadcast ها ، Multicast ها و unicast ها در لایه دوم استفاده می کند. ترافیک هایی مثل HTTP ، FTP ، SNMP براحتی می تواند توسط سویچ های لایه دو مدیریت شوند . زمانی که در مورد امنیت شبکه صحبت می کنیم سویج های لایه دو قابلیتی ساده اما قوی به نام Port Security را به ما ارائه می دهند. در سطح لایه دو ، تکنیک هایی مانند Spanning Tree ضمن اینکه قابلیت Redundancy مسیرها را برای شبکه ما ایجاد می کنند ، باعث جلوگیری از بروز Loop در شبکه نیز می شوند . در طراحی شبکه سویچ های لایه دو معمولا در سطح لایه دسترسی یا Access قرار می گیرند . در مسیریابی بین VLAN ها یا Inter VLAN Routing سویچ های لایه دو نمی توانند کاری انجام بدهند و بایستی فرآیند مسیریابی را یا به یک مسیریاب و یا به یک سویچ لایه سه که بتواند قابلیت های لایه سوم را در اختیار ما قرار دهد بسپاریم .

سویچ لایه سه یا Layer 3 switch


برای چیره شدن بر مشکلاتی مانند ازدیاد Broadcast ها و مدیریت لینک های بیشتر ، شرکت سیسکو سویچ های مدل کاتالیست 3550، 3560 ، 3750 ، 45000 و 6500 را معرفی کرد . این سویج های این قابلیت را دارا هستند که می توانند ارسال بسته ها را با قابلیت های سخت افزاری یک مسیریاب انجام دهند . سویچ های لایه سوم علاوه بر اینکه قابلیت های سویچ های لایه دوم را نیز دارا هستند در همان دستگاه سخت افزاری قابلیت های مسیریابی را نیز تعبیه کرده اند ، با اینکار هزینه های یک سازمان بسیار پایین می آید زیرا نیازی به خرید مسیریاب های اضافی برای استفاده از قابلیت های VLAN نخواهند داشت . پروتکل های مسیریابی مانند EIGRP و در برخی اوقات OSPF می توانند با استفاده از تعریف شدن یکی از پورت های سویچ به عنوان پورت مسیریابی مورد استفاده قرار بگیرند . برای اینکار ابتدا بایستی قابلیت های فعالیت پورت مورد نظر را با استفاده از دستور no switchport غیرفعال کنیم . سویچ های لایه سوم در طراحی های شبکه ای معمولا در سطح توزیع ( Distribute ) و یا هسته ( Core ) مورد استفاده قرار می گیرند . در برخی اوقات به این نوع سویچ های Router Switch نیز گفته می شود.

سویچ های لایه دو و سه

وجود ضعف در بسیاری از قابلیت های پروتکل BGP و بسیاری دیگر از امکانات اساسی دیگر که در مسیریاب ها وجود دارند باعث می شود که هنوز این سویچ ها نتوانند کارایی مانند کارایی های یک مسیریاب کامل را داشته باشند . بدون شک اگر چنین قابلیت هایی در این نوع سویچ ها تعبیه شود وجود یک مسیریاب سخت افزاری بصورت جداگانه تبدیل به یک داستان قدیمی برای کودکان ما خواهد شود . وقتی در خصوص هزینه های و مقایسه آنها صحبت می کنیم مطمئن باشد که کم هزینه ترین دستگاه در این مورد سویچ های لایه دو هستند ، اما ما بایستی در طراحی شبکه خود هر دو نوع سویچ را ، هم لایه دوم و هم لایه سوم را در نظر داشته باشیم . اگر شرکتی یا سازمانی در آینده قصد توسعه و بزرگتر شدن دارد قطعا بایستی در طراحی های خود سویچ های لایه سوم را ببینیم . علاوه بر این قابلیت های سویچ های لایه سوم ضمن اینکه قدرت پشتیبانی از حجم زیادی از ترافیک را دارند ، نسبت به سویچ های لایه دوم هوشمند تر نیز هستند و همین موضوع باعث می شود که در بیشتر سازمان ها و شرکت های بسیار بزرگ از این نوع سویچ های استفاده شود ، حال آنکه شرکت های کوچک معمولا از سویچ های لایه دوم استفاده می کنند .

نویسنده : محمد نصیری

منبع : جزیره سیسکو وب سایت توسینسو

هرگونه نشر و کپی برداری بدون ذکر منبع دارای اشکال اخلاقی می باشد

#سویچ_های_لایه_سه #آشنایی_با_سویچ #تفاوت_سویچ_لایه_2_و_3 #طرز_کار_Switch #تفاوت_سویچ_لایه_دو_و_سه #مقایسه_سویچ_لایه_دو_و_سه #انواع_سویچ #تفاوت_سویچ_ها #سویچ_های_لایه_دو #انواع_سویچ_سیسکو
6 نظر
رضا ایرانی

سلام

اونجایی که گفتین "تکنیک هایی مانند Spanning Tree ضمن اینکه قابلیت Redundancy را برای شبکه ما ایجاد می کنند" منظورتون چی بوده

ضمنا سوئیچ های 6500 خیلی فراتر از روتر ها هستند چون ماژولار بوده و با توجه به سوپروایز انجین و ماژول های مورد استفاده قابلیت کارکرد تا لایه 7 رو دارند چه برسه به پروتکلی مثل BGP

رضا ایرانی

خود سیسکو هم الآن دیگه پشیمون شده از معرفی سوئیچینگ سه لایه

الآن میگه فکسیبل کار کنید و بهترین حالت هم Collapse Core هستش که لایه توزیع با لایه هسته ادغام شده و از وابستگی به تجهیزات اضافی راحتت میکنه

محمد نصیری

منظور از Redundancy در اینجا استفاده از چندین لینک ارتباطی برای حفظ پایداری سیستم در صورت بروز مشکل برای پورت مورد نظر و استفاده از پورت جانبی هست و از طرفی ممکن هست که با بالا رفتن تعداد این لینک ها مدیریت اونها بصورت دستی سخت بشه و باعث بروز Loop در شبکه بشه ، در اینجا ما به جای اینکه Redundancy داشته باشیم باعث Fail شدن لینک و بالا رفتن ترافیک میشیم ، خوب در اینجا پروتکل Spanning Tree برای ما Loop ها رو تشخیص میده و امکان ایجاد Redundancy رو فراهم می کنه ، در خصوص مورد دوم هم حق با شماست اما یه نکته رو فراموش نکنید ، ما داریم در خصوص تفاوت این دو نوع سویچ برای افرادی صحبت می کنیم که هیچ دیدگاهی نسبت به سویچ های لایه دو و سه و تفاوت هاشون ندارند ، بنابراین باید ساده شروع کرد ، اگر بخوایم در هر مقاله یه اشاره هم به ماژول های سویچ های سری های 6500 داشته باشیم مقاله از قالب خودش بیرون میاد ، قطعا در مقالاتی جداگانه به بررسی دقیقتر این مسائل می پردازیم اما در اینجا سطح مقاله رو بایستی در نظر بگیریم. ممنونم

رضا ایرانی

البته اگر بخوایم دقیقتر بگیم STP به هیچ عنوان باعث Redundancy نیست پروتکل STP برای جلوگیری از Loop و در نهایت در صورتی که دو لینک داشته باشیم همیشه یکی از اونها Down خواهد بود و در صورت قطع شدن لینک اصلی موجب Fail Over خواهد شد یعنی لینکی که قبلاً توسط STP خاموش شده بود با قطع شدن لینک اصلی روشن میشه و ارتباط رو برقرار میکنه

و در مورد نکته دوم من از همون اول یاد گرفتم که بین سوئیچ های ماژولار و معمولی فرق های بسیاری هست.

محمد نصیری
STP provides path redundancy while preventing undesirable loops in a network 
that are created by multiple active paths between stations. Loops occur when 
there are alternate routes between hosts. To establish path redundancy, STP 
creates a tree that spans all of the switches in an extended network, forcing 
redundant paths into a standby, or blocked, state. STP allows only one active path 
at a time between any two network devices (this prevents the loops) but 
establishes the redundant links as a backup if the initial link should fail.

خوب شما درست میفرماید ، اما ما هر دو داریم یک چیز رو میگیم اما با دو دیدگاه مختلف ، از نظر من و خیلی از دوستان دیگه Redundancy هم میتونه Active Active باشه و هم Active Passive که حالا در لفظ ما Active Passive Redundancy رو به عنوان Fail Over هم می شناسیم ، پس می تونیم بگیم که STP می تواند Redundancy داشته باشد اما بصورت Active Passive نه Active Active ، امیدوارم درست گفته باشم.

رضا ایرانی

بستگی داره کلمه Redundancy رو کجا به کار ببرد

وقتی Redundancy در وسط جمله باشه باید دید به چی اشاره میکنه

ولی اگه کلمه Redundancy رو تنها بکار ببریم و اشاره نکنیم که موجب افزونگی تو چی و کجا میشه و چطور عملاً مطلب رو دقیق نرسوندیم

اگه با من هم نظر هستین که Redundancy باعث Fail Over میشه باهاتون موافقم.

نظر شما
برای ارسال نظر باید وارد شوید.
از سرتاسر توسینسو
تنظیمات حریم خصوصی
تائید صرفنظر
×

تو می تونی بهترین نتیجه رو تضمینی با بهترین های ایران بدست بیاری ، پس مقایسه کن و بعد خرید کن : فقط توی جشنواره تابستانه می تونی امروز ارزونتر از فردا خرید کنی ....